تبليغاتX
الهه شب
به نظر شما چه عنوانی براش خوبه؟
 

صدای نفسهای او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطر ناب باران

و تن باران خورده خاک،لحظه های زیبا،لحظه های مهتابی اما زیر باران،

لحظه های پر از قطرات پاک باران همه را طی کرد،نه...طی نکرد ،

همه را بلعید همه را نوشیدودوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

-گوش کن...خوب گوش کن،حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بودنمیدانست گرمی دستهای باران،

حجم تن خیسش روی سینه او،چشمان بارانی و نگاه بی قرارش...

همه و همه شرط را از یادش برده بود.

تو قول دادی یادت هست تو قول دادی...

و او قول داده بود،خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست

و او باید می پذیرفت قول داده بود...

 

یه سوال؟

اگه بدونین چند وقت بیشتر زنده نیستین و وقت زیادی برا زندگی ندارین

چیکار می کنید؟ (لطفا جواب سوال منو بدین منتظر جوابهاتون هستم)

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط تک برگ پائیزی ( الهه )  |