من یه ادم فراموش شدم
که تو خودم گم شدم
همه فراموشم کردن.
بهمن ماه
رویای امدنت را
در محفلی از خیال عید
می پیچم
گرد باد بیقراری
در کوچه پرسه میزند
و گاه تاب می خورد
روی شاخه های لخت
می ترسم نکند باد
پنجره را بگشاید
و خواب را از خیال رو یایم جدا کند
در کوچه باد می اید
گاه مثل (فروغ)
دلم برای باغچه می سوزد
و گاه مثل (بهمن)
برای خودم...